محمد تقي جعفري
144
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
( ما بين دو حيض ) با اين زن همخوابگى نمودند و هريك از اين مردهاى پنجگانه ، اين زن را مورد پرسش و گفتگو قرار دادند ، او گفت اين بچه از عاص بن وائل است ، زيرا عاص بن وائل به معاش اين زن بيشتر از ديگران كمك ميكرد ، ولى بچه به ابو سفيان شباهت بيشترى داشت و بيت زير را كه حسان بن ثابت در بارهء نسب عجيب و غريب عمرو بن العاص سروده است ، ابو سفيان نيز براى عمرو مىخواند : ابوك ابو سفيان لا شكّ قد بدت لنا فيك منه بيّنات الشّمائل ( پدر تو بدون شك ابو سفيان است ، براى ما دلايلى از قيافهء تو براى اثبات اين مدعا آشكار است ) ابو عمرو بن عبد البر مؤلف كتاب « الاستيعاب » مىگويد : « اسم اين زن سلمى و لقب وى نابغه است . او دختر حرملة از تيرهء بنى جلان بن غنرة ، اسير شد و پس از دست بدست گشتن در ميان جمعى از قريش به عاص بن وائل رسيد و عمرو را براى او زائيد . ابو عمرو مىگويد : با يك مردى شرط بندى كردند كه از عمرو بن عاص در حالى كه روى منبر قرار گرفت ، بپرسند كه مادرت كيست آن مرد از عمرو اين سؤال را كرد ، عمرو در پاسخ گفت : مادر من سلمى دختر حرمله ملقب به نابغه از تيرهء بنى عنزة . دست مردان عرب به وى اصابت كرد ، سپس در بازار عكاظ فروخته شد ، خريدار فاكه بن مغيره بود ، سپس عبد اللَّه بن جدعان او را خريد ، سپس به دست عاص بن وائل رسيد ، آن گاه مرا زاييد و بزرگ كرد . اگر شرط بندى كرده اى برو و بگير . . . مبرد مىگويد : عمرو بن عاص به مكه وارد شد و گروهى را ديد كه دور هم نشسته و گفتگو ميكنند ، وقتى كه عمرو وارد شد ، همه به او نگريستند . عمرو به طرف آنان رفت و گفت : گمان ميكنم در بارهء من گفتگو مىكرديد گفتند : بلى ، ما ترا با برادرت هشام بن العاص مقايسه مىكرديم . عمرو گفت : هشام چهار امتياز بر من دارد : يكى اين كه مادر هشام